![]() |
![]() |
|
|
مشت میکوبم بردر پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام ازهمه چیز بگذاریدهواری بزنم هان با شما هستم این درهارابازکنید من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی که درآنجا نفسی تازه کنم می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 14:23 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
چرا ایران اوباما ندارد غزلی از دیوان شمس The middle east آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سایت کتاب ایران *قافله عمر* 300 مهندس خسته persopedia نکتههای مهم خروش شيدای گيتی از جنوب تا جنوب همراه نسيم خاطرات آیدا محمد خیار چنبر بیداد راز سر به مُهر زیر الماس های بارون |
|
RSS
|