![]() |
![]() |
|
|
ز در درآ و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانیان معطر کن اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن ستاره شب هجران نمیفشاند نور به بام قصر برآ و چراغ مه برکن بگو به خازن جنت که خاک این مجلس به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن فضول نفس حکایت بسی کند ساقی تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال بیا و خرگه خورشید را منور کن طمع به قند وصال تو حد ما نبود حوالتم به لب لعل همچو شکر کن لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:23 توسط مهدی |
|
|
مشت میکوبم بردر پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام ازهمه چیز بگذاریدهواری بزنم هان با شما هستم این درهارابازکنید من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی که درآنجا نفسی تازه کنم می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 14:23 توسط مهدی |
|
|
امروز۱۶ آذر به مناسبت شهادت ۳ دانشجوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲در تقویم روز دانشجو نام گرفته است. مدال تیموشنکو بالاترین نشان بین المللی هست که در رشته مکانیک کاربردی به افراد فعال در این زمینه اعطا می شود. این نشان برای گرامیداشت یاد استفان تیموشنکو که به حق او را باید پدر مکانیک نوین نامید توسط انجمن مهندسان مکانیک امریکا ایجاد شده است. این مدال برای اولین بار به خود تیموشنکو در سال ۱۹۵۷ داده شد. امسال این جایزه به سیا نعمت ناصر استاد ممتاز دانشگاه کالیفرنیا در سن دیوگو داده شد. ایشان در سخنرانی قبول این جایزه گریزی زد به واقعه ۱۶ آذر دانشگاه تهران. ایشان وفتی این اتفاق افتاد دانشجوی سال دوم دانشکده فنی بودند و وقوع چنین حوادثی سبب شده که ایشان تصمیم گرفتن تا درس خود را نیمه کاره گذاشته و راهی آمریکا بشوند و به قول خوذشان با ۲۰۰ دلار پول و یک قلب پر امید قدم به خاک امریکا بگذارند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 9:53 توسط مهدی |
|
|
هفته پیش داشتم با دوستم علی که تازه بعد از گرفتن دکترا در رشته مهندسی مخا برات از آمریکا به ایران برگشته صحبت میکردم. من علی را از سال سوم راهنمأیی میشناختم. علی تو کلاس ما نبود، ولی تعریفش را زیاد شنیده بودم، میگفتن در درس ریاضی خیلی قوی هست و الان دارد کتابهای ریاضی دبیرستان را میخواند. باهاش وقتی تو اردوی مشهد همسفر شدیم، بیشتر اشنا شدم. یادم میآید از اینکه ریاضی ثلث دوم زیر ۱۹ -یعنی ۱۸.۷۵- شده بود و مجبور بود کلی مساله جزوه را به عنوان جریمه حل کند، کلی شاکی بود. از خودش میگفت و از عشقش به ریاضی. یه چیز دیگه هم که خوب یادم مانده این بود که بازار رضا کلی دنبال یه اسباب بازی برای خواهر کوچک ترش گشتیم - خواهری که امسال آخر تابستان جشن عروسیش بود. من و علی سال بعدش تو امتحان ورودی دبیرستان نمونه قبول شدیم و این بار تو یه کلاس هم بودیم. مدرسه ما چون در زمینه المپیاد دانش آموزی ریاضی قبلان موفقیتهأیی کسب کرده بود، از تابستان ساله اول کلاسهای آمادگی المپیاد ریاضی را برای بچههایی که در درس ریاضی قوی بودند آغاز کردند. علی هم جزو این بچهها بود و می توانست با معافیتی که مدرسه برای شرکت در یه سری درسها برای آنها در سال دوم قائل شده بود با فراغ بال بیشتری به خواندن مباحث المپیاد ریاضی بپردازد - که خیلی هم به ریاضیات دبیرستان ربط نداشت. این جوری شد که علیرضا آخر سال دوم توانست به مرحله کشوری المپیاد ریاضی که معمولا بچههای سال سوم قبول میشدند، راه پیدا کند - شاید از جمع آن ۴۰ نفر فقط ۲-۳ نفر دانش آموز سال دوم بودند. ولی علی آن سال مدال نقره کشوری گرفت و نتوانست عضو تیم بشود. یک سال گذشت و این بر علی با تلاش و کوشش باز هم توانست در مرحله کشوری قبول بشود و این بار در پایان دوره توانست مدل طلا گرفته و به عضویت تیم ایران جهت شرکت در مسابقات جهانی در بیاید و از طرفی دیگر از کنکور سراسری معاف بشود. همان سالی که ما خودمان را برای کنکور آماده میکردیم، او مشغول آماده سازی برای شرکت در المپیاد جهانی بود. در نهایت علی مدل طلای جهانی المپیاد ریاضی را کسب کرد و برای ادامه تحصیل در دانشگاه، رشته مهندسی برق دانشگاه شریف را انتخاب کرد. ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 19:44 توسط مهدی |
|
|
مدیریت تحولات باید در دست نخبگان دانشگاهی و حوزوی باشد. به نظر شما این جمله از کیست؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:5 توسط مهدی |
|
|
به شترمرغ گفتند: بپر
گفت: شترم گفتند: بار ببر گفت: مرغم.
حالا این است قصه ما و پارهای از فمینیستهای وطنی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 9:29 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
چرا ایران اوباما ندارد غزلی از دیوان شمس The middle east آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سایت کتاب ایران *قافله عمر* 300 مهندس خسته persopedia نکتههای مهم خروش شيدای گيتی از جنوب تا جنوب همراه نسيم خاطرات آیدا محمد خیار چنبر بیداد راز سر به مُهر زیر الماس های بارون |
|
RSS
|