تبليغاتX
چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

تو نيکی ميکن و در دجله انداز
که ايزد در بيابانت دهد باز


+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:14  توسط مهدی | 

دنيا خيلی کوچکتر از آنی هست که فکرش را می کنيم ... .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:14  توسط مهدی | 


«ریشه مسافرت‌های اخیر ریاست محترم جمهوری و فعالیت‌های دیپلماتیک ایشان هم ملهم از ذهن پاک و جوشان رهبر معظم انقلاب است. کشوری که رهبرش چنین پیشنهادی را ارایه می‌دهد باید یک اقدام عملی انجام دهد و بهترین اقدام عملی آمادگی برای ایجاد روابط با مصر است. کشوری تاریخی و مسلمان که پرورش‌دهنده حضرت موسی(ع) است».



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 13:5  توسط مهدی | 
دو يار زيرك و از باده كهن دومني
فراغتي و كتابي و گوشه چمني
 
من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم
اگر چه در پي ام افتند هر دم انجمني
 
هر آن كه كنج قناعت به گنج دنيا داد
فروخت يوسف مصري به كمترين ثمني
 
بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود
به زهد همچو تويي يا به فسق همچو مني
 
ز تندباد حوادث نمي‌توان ديدن
در اين چمن كه گلي بوده است يا سمني
 
ببين در آينه جام نقش بندي غيب
كه كس به ياد ندارد چنين عجب زمني
 
از اين سموم كه بر طرف بوستان بگرشت
عجب كه بوي گلي هست و رنگ نسترني
 
به صبر كوش تو اي دل كه حق رها نكند
چنين عزيز نگيني به دست اهرمني
 
مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ
كجاست فكر حكيمي و راي برهمني

 دیوان حافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 20:15  توسط مهدی | 
 

آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است... .

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:56  توسط مهدی | 

شاید جالب باشد که بدانید آحرین باری که اینجا باران باریده است مربوط به 20 مارس می شود یعنی حدود 35 روز پیش. این اتفاق در مملکتی که یک روز آفتابی بودن در حد یک جشن ملی مهم است, آن هم در فصل بهار کمی عجیب است. مثل اینکه بحران گرم شدن زمین زودتر از اینکه فکرش را بکنیم به سراغمان آمد. ای کاش کمی بیشتر با طبیعت مهربان بودیم و آن را جدا از خودمان نمی دیدیم.



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:0  توسط مهدی |